یادداشت/ تاریخ، فرهنگ و میراث آب بوشهر و خلیج‌فارس

پیمایش‌های باستان‌شناسی از ارتفاعات ۱۱۵۰ متری کوه گیسکان تا نوار ساحلی، نشان‌دهنده هنر خلاقانه سازگاری با محیط در احداث سازه‌های آبی پیچیده و منحصر‌به‌فردی است که حتی پس از قرن‌ها، همچنان نشان از مدیریت هوشمندانه منابع حیاتی دارد.

هویت تاریخ آب بوشهر در ساحل خلیج فارس چه می‌گوید؟ بوشهر به عنوان بخشی از پهنه سرزمین ایران در کرانه خلیج فارس، سکونتگاه مهمی برای انسان‌های ادوار مختلف تاریخ بوده است. بر اساس داده‌ها از دوره پارینه سنگی و تا دوره‌های ایلامی، هخامنشی، ساسانی و دوره معاصر زیست انسان در این ناحیه تداوم داشته است.

نتایج تحقیقات باستان‌شناسی و به ویژه مطالعات دیرینه‌شناسی آب به مفهوم شناسایی و بررسی سازه‌های آبی تاریخی و باستانی نشان می‌دهد که گستره پراکندگی سکونت انسان در این ناحیه از سرزمین ایران بدون محدودیت مکانی، بسیار متراکم، درخشان و سازگار با محیط بوده است.

ظرفیت‌های کم‌نظیر طبیعی و جغرافیایی نظیر: رودخانه، آب زیرزمینی، چشمه‌ها، خاک حاصلخیر و از همه مهمتر وجود دریا از عوامل مهم انتخاب محل‌های سکونت بوده است. پیمایش کوه‌ها، دامنه‌ها، دشت‌ها، خورها، خلیج‌ها، دلتاها، تالاب‌ها، سواحل و جزایر همه و همه دارای نشانه‌هایی از انتخاب خلاقانه محل سکونت و تاب‌آوری نیاکان ما به معنای سازگاری با محدودیت‌های محیطی در کرانه خلیج فارس بوده است.

این سازگاری، از منظر احداث سازه‌های آبی و ایجاد تمهیدات تامین و انتقال آب تقریباً بدون هر گونه محدودیتی بوده است. به طوریکه بزرگترین و پیچیده‌ترین سازه‌های آبی در تمام دوره‌های تاریخی ساخته شد و مورد استفاده قرار گرفت و آثار آن تا به امروز برای ما به عنوان میراث دانش، فرهنگ و اجتماع باقیمانده است.

قدیمی‌ترین سازه آبی تاریخی که تاکنون در پهنه بوشهر شناسایی شده است، سامانه آبی «کل‌غرون» است که شامل: سازه‌های قنات، ساختمان نیایشگاه و جوی‌های بزرگ انتقال آب بوده و یادگار دوره پادشاهی هخامنشی در 2500 سال پیش است. از طریق این سامانه تاریخی، آب رودخانه شاپور در ارتفاعات شرقی بر دشت حاصل‌خیز کانسرخ مسلط و آبیاری در سطح وسیعی انجام می‌شده است و به جرات می‌توان اظهار نمود که هنر مهندسی آب به کار رفته در ساخت آن در ایران و حتی جهان بی‌نظیر است.

سیستم‌های آبی و سازه‌های منحصر به فرد بسیار زیاد دیگری از دوره ساسانی می‌توان نام برد که به واقع میراث باشکوه علم مهندسی بومی و هنر و معماری سنتی ایرانی است. معروفترین آن‌ها که تاکنون شناسایی شده و برای ما به یادگار باقیمانده و می‌توان مثال زد، سامانه‌های آبی دایو و گلوکلات شهرستان جم و تاسیسات آبی شگف‌انگیز بندر باستانی سیراف است.

گوناگونی سازه‌های آبی بسیار زیاد است و هر یک برای مکانی مناسبت و کاربرد داشته است. چاه، چشمه، قنات، سد، بند، نهر، آب انبار و سازه آسیاب انواع نمونه‌هایی هستند که هر یک برای مکانی و در زمانی ساخته شده‌اند تا پایداری و دوام زندگی در سکونتگاه‌ها را ممکن سازد.

 آثار برجای مانده از رشته قنات‌ها در بالاترین قلل یعنی ارتفاعات کوه گیسکان روستای تاج آباد در ارتفاع 1150 متر از سطح دریا تا در دل دریا و ساحل پست آن یعنی جزیره خارگ و بندر بوشهر و تمام طول ساحل (در ارتفاع نزدیک به صفر) قابل دیدن و مشاهده است.

رشته قنات‌های زنده و از بین رفته تاج آباد، دالکی، برازجان، شبانکاره، قنات‌های مدفون شده بندرگناوه که تا خور و ساحل دریا امتداد داشته‌اند، انتقال آب از شبانکاره تا جنوب بندر ریگ در ساحل دریا به طول بیش از ۴۰ کیلومتر، قنات‌های بزرگ چند ده کیلومتری شمال استان تا مرکز استان بوشهر که ناحیه بندرگناوه تا بندر ریگ ،حله، شیف و بوشهر را شامل می‌شود. انتقال آب به صورت گسترده‌ای از پسکرانه تا کرانه خلیج فارس در محل خورها و خلیج‌ها و دماغه‌های خشکی امتداد داشته‌اند تا که آب شیرین در ساحل دریا فراهم شود.

این سازه‌ها با صرف نیروی انسانی عظیم و زمان زیاد توسط سیستم‌های حکومتی منسجم و با برنامه‌ای هدفمند جهت پرپایی شهرهای ساحلی و لنگرگاه‌ها ساخته شده‌اند و ما امروز بقایای آنها را مشاهده می‌کنیم.

چنین اراده محکمی برای احداث قناتهای بزرگ و انتقال آب توسط آنها سبب شد تا چندین بندر مهم نظیر: سینیز، جنابه، جزیره شمالی و گیشهر، توج (تائوکه، تاوزه) شیف (سیف)، ریشهر (بوشهر)، نجیرم، بردستان، سیراف، نای‌بند و خارگ در نواحی کم آب و یا حتی بی‌آب در ساحل ساخته شود؛ و ما متاسفانه امروزه تنها می‌توانیم بخش کمی از این آثار مدفون شده در خاک را مشاهده کنیم ولی اما می‌توانیم بیندیشیم که نیاکان ما در این مرز و بوم چگونه بر طبیعت و محیط زیست حکمرانی می‌کرده‌اند و الگویی برای فرهنگ حال و آینده باشد.

تعداد رشته قنات‌های استان بوشهر تا ۶۳۵ رشته شمارش شده و می‌توان پذیرفت که تعداد آنها از ۷۰۰ رشته نیز فراتر است، بخش زیادی از سازه‌های آبی تاریخی از بین رفته‌اند و ما امروزه اندک آثار برجای مانده از آنها را مشاهده می‌کنیم. خارق‌العاده‌ترین قنات‌های بزرگی که آب را به ساحل برای بنادر و لنگرگاه‌ها با هدف تجاری و نظامی می‌رسانده‌اند، می‌توانند برای ‌موزه صحرایی و صنعت گردشگری علمی- فرهنگی و باستان‌شناسی و شناخت میراث آبی تاریخی بسیار غنی و الهام‌بخش باشند، ظرفیتی که هیچگاه از آن توسط مردمان امروز بهره کافی برده نشده است.

 از دیگر منابع طبیعی تامین آب، چشمه‌ها هستند که جزء منابع تاریخی طبیعی محسوب می‌شوند. در کنار اکثر چشمه‌های مهم آثار سکونت و احداث سازه‌های آبی به خصوص جوی‌های سنگی و آسیاب‌های آبی را می توان مشاهده نمود. چشمه‌های آب برای نیاکان ما، محل‌های مقدسی بودند که از آب آنها هر چند بسیارکم، انواع نیازهای شرب، کشاورزی و آسیاب کردن غلات مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

آسیاب‌ها که شاهکار فن مهندسی آب از ترکیب آب و سنگ هستند، انرژی آب را هنرمندانه به کار می‌گرفتند. آسیاب «هرمی اناری» در ناحیه جم یکی از زیباترین این آثار است. صدها چشمه در جای جای استان بوشهر نظیر: خاییز، تنگ‌ارم، خورموج، باغان، دشت‌پلنگ، کنگان، جم، ریز و ... را می‌توان مشاهده نمود که مجموعه‌ای از گنجینه طبیعی آبی را به خود اختصاص داده‌اند و تعداد 216 دهنه چشمه تا به امروز به صورت اطلس مستندسازی، چاپ، منتشر و در معرض عموم قرار گرفته است.

 آب انبارها نیز فراوانند، از دیلم و تا عسلویه در هر نقطه با معماری خاص زمانه خود ساخته شده‌اند و محل ذخیره آب باران برای مصرف آب در فصل خشک بوده‌اند. آب عمده بنادر و شهرهای ساحلی به ترتیب از قنات، چاه و آب‌انبار تامین می‌شده است، اما قنات از اهمیت و جایگاه بالاتری برای تامین کشاورزی، شرب و دریانوردی برخوردار بوده است. چاه‌ها بسیار پراکنده‌تر از هر نوع سازه آبی دیگری هستند. قدیمی‌ترین چاه آب، چاه آجری محوطه کاخ چرخاب در نزدیکی شهر برازجان متعلق به دوره هخامنشی است. چاه‌های پر تعداد محدوده شهر باستانی سیراف و یا چاه‌های مسیله و جبرانی در ناحیه بردستان و نجیرم (شهرستان دیر) همگی متعلق به دوره ساسانی بوده که قدمتی قریب به 1500 سال و بیشتر دارند؛ شگفت‌انگیز آنکه بعضی از آنها بعد از قرن‌ها هنوز پایدارند، آب دارند و همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند. 

سدها و بندهای زیادی نیز با معماری و مهندسی ایرانی منحصر به فرد ساخته شده که برخی از آنها هنوز استوار و پا برجای مانده‌ است. سدهای گلوکلات و دایو در جم از نمونه‌های شاخص در این حیطه است. چنین تنوعی از میراث آبی بوشهر، نشان از توجه انسان برای سکونت و تلاش برای تاب‌آوری از طریق سازگاری با کم آبی در طول تاریخ کهن این خطه با اقلیم گرم و خشک بوده است. 

تاریخ این سرزمین با تاریخ تامین آب - از هر روش سازگارانه‌ای - گره خورده است و بازشناسی آن، می‌تواند تاثیر عمیقی بر فرهنگ مصرف آب داشته و نگاه ما را به بودن آب و نگهداری از آن دگرگون خواهد نمود.

 بدانیم که آب هیچگاه در طول تاریخ به عنوان کالا به آن نگریسته نشده است، اثبات این ادعا همان آثار برجای مانده از این فرهنگ آبی است که ما می‌توانیم از آن فرهنگ کهن و پایدار در هزاره‌ها بیاموزیم. در واقع آب بخشی از نیاز زنده ماندن و منشاء برکت و مایه تاب‌آوری و پرستش بوده است و دارای منزلت و مرتبه‌ای والا از احترام خاص بوده است، آنطور که تاریخ، این میراث را به ما واگذار کرده است، گفته‌ها و ناگفته‌های زیادی برای کشف کردن و شناخته شدن و معرفی و تاثیرپذیری فرهنگی دارد. 

آب را نه در خانه و یا الفاظ و گفتار، بلکه در خود طبیعت بهتر می‌توان شناخت و به ارزش آن پی برد. در زندگی شهرنشینی به دلیل دوری از طبیعت، درک ما از آب بسیار محدود و دور از واقعیت است. بنابراین ایجاد نمادها و المان‌های آب برای دیدن و درک بصری در محیط زیست شهری بسیار دارای اهمیت است و می‌توانند پنجره‌های باز شده‌ای به تاریخ هزاران ساله این مرز و بوم ایجاد نماید و به زبان طبیعت با ما از فرهنگ و ارزش سخن بگوید.

سئوالات مهم این است که در شهر و روستای شما چقدر از این نمادها با هدف یادآوری فرهنگ مصرف آب و سازگاری با کم آبی و شناخت تاریخ و فن مهندسی آب به عنوان میراث نیاکان ما به کار گرفته می‌شود؟ با معماری قنات‌ها، آسیاب‌ها و سدهای تاریخی دیار خود چقدر آشنا هستیم؟ و چقدر می‌دانیم که در طول قرن‌ها چگونه در این ناحیه خشک و کم آب در ساحل دریا زندگی تداوم و پایداری داشته است؟ این آثار تاریخی در صنعت گردشگری چه جایگاهی دارند؟ حق ما شهروندان و فرزندان ما است که نمادهای زندگی را به زیبای و بزرگی و اهمیت آب ببینیم و به تاریخ کهن و فرهنگ غنی آن افتخار کنیم و آنگاه است که می‌توان اثرات شگرف اجتماعی و فرهنگی آن را لمس کرد و گسترش داد. 

اهمیت ساخت موزه تاریخ و فرهنگ آب بوشهر و خلیج فارس

همیشه گفتن و تنها گفتن کافی نیست. بایستی دید و درک بصری داشت تا که موضوعی به عمق جان انسان بنشیند و یک واقعیت را بپذیرد؛ و این یعنی همیشه آسان‌ترین و کم هزینه‌ترین کار، ممکن است موثرترین راه‌حل نباشد، بلکه گاه هزینه بهینه‌تر و یا بیشتر ممکن است بهترین نتیجه را بدهد. کل بودجه ساخت سازه‌های تامین آب در این چند دهه آنقدر زیاد است که از شمارش خارج است. اما هنوز زمان ساخت یک موزه به عنوان مرکز آموزش، فرهنگ، هنر، معماری و مهندسی سازه‌های تاریخی آب برای این عنصر زندگی بخش فرا نرسیده است.

احداث و برپایی موزه تاریخ و فرهنگ آب بوشهر و خلیج فارس ظرفیتی است که می‌تواند پاسداشت آب را برای مخاطب به میزان بسیار زیادی ملموس‌تر و اثربخش‌تر نماید. موزه‌ای به ظرفیت دانش و خرد عمیق ایرانی که در طول هزاره‌ها در حافظه تاریخ مانده و برای ما به یادگار مانده است. بنابراین ارزش و ترویج فرهنگ سازگاری با کم آبی تنها با گفتن محقق نخواهد شد. ایجاد امکان برای فعالیت‌های گردشگری علمی، تاریخی، باستانی و فرهنگی آب چه در طبیعت و چه در مکان‌های سرپوشیده مخصوص یعنی موزه‌ها، یکی از مهمترین اقداماتی و خدمتی است که دولت‌مردان فرهنگ دوست این سرزمین می‌توانند برای جامعه و آب انجام دهند، زیرا که می‌توان باور داشت همزاد پنداری با این تاریخ شگرف قطعاً به شناخت طبیعت کم آب ما و نحو سازگاری با کم آبی کمک خواهد کرد.

این کار نه تنها رسالت و مسئولیت اجتماعی و فرهنگی حوزه سیاست، تاریخ، فرهنگ و آب است، بلکه تمام ارکان تصمیم‌گیری برای زیست بوم را شامل می‌شود. که فراتر از یک تکلیف ساده اداری است. گفتمان سازگاری با کم آبی هیچگاه یک تکلیف اداری و سازمانی نبوده، بلکه تلاشی برای بهینه کردن فرهنگ مصرف آب و بازشناسی مفهوم ارزش آب در ایران است. 

این سازه‌ها باقیمانده‌اند تا حافظه تاریخی هزاران ساله مهندسی آب در ایران را برای ما نشان دهند و امروز افتخار و احترام و فرهنگ غنی ایرانی را نسبت به پاسداشت آب در یک منطقه خشک را نشان دهد. به امید آنکه روزی این تاریخ و فرهنگ با زبان استقامت و تاب‌آوری و زبان فن، زبان هنر و معماری برای هر شهروندی فراهم در یک مکان مشخص فراهم گردد.

 

 امید آزادی جو - دبیر کمیته گنجیه آب بوشهر و خلیج فارس 

کد خبر: 1333
  تاریخ خبر : 13 مهر 1405
  آخرین به‌روزرسانی : 13 مهر 1405
 روابط
 47